سبک هنری

کلمه سبک از واژۀ لاتین (stilus) به معنای ابزار نوشتن رمان، گرفته شده است و کاربری آن، توصیف شیوۀ نوشتن نویسنده بود. در دوران رنسانس، جورجیو وازاری، در رابطه با شیوه‌های مختلف هنر و پیشرفت آنان در جهت کمال در چارچوب یک ضابطه اصولی سخن گفت.
مدتی بعد، واژه سبک در هنرهای تجسمی پذیرفته شد و به‌‌کار رفت. اگرچه این واژه چندین بار در اواخر سده شانزدهم و هفدهم مورد استفاده قرار گرفته بود، ولی استفاده رسمی از این واژه به‌عنوان اصطلاحی در تاریخ هنر، در قرن هجدهم صورت گرفت و این مطلب تا حد زیادی به‌دلیل کتاب تاریخ کهن ج، ج، وینگلمن بود (130-129 ;2009 ,Preziosi).
منظور از سبک هنری، شیوه و روش انجام یک کار است. در هنر، سبک به ویژگی‌هایی اطلاق می‌شود که به مخاطب این امکان را می‌دهد تا بتواند آثار هنری را با استفاده از آن‌ها برای مطالعات وسیع‌تر گروه‌بندی کند. واژۀ سبک در دو معنای عام و خاص به‌کار برده می‌شود.
در معنای عام سبک هنری به مجموعه‌ای از ویژگی‌ها اطلاق می‌شود که یک گروه از آثار هنری را در یک دورۀ زمانی خاص یا در مکانی خاص متمایز می‌کند، مثل سبک بیزانس، مسیح مصلوب، قرن پانزدهم و رنسانس، باروک، فلاندری، گوتیک، باهاوس و غیره. در معنای خاص سبک، شیوه‌های منحصربه‌فرد یک هنرمند یا گروهی از آنان در آفرینش یک اثر هنری است. مثل امپرسیونیسم، کوبیسم، رمانتیسیسم و غیره.

 

ویژگی‌های سبک هنری

برای شناسایی یک سبک هنری باید به‌نکات زیر توجه نمود:
ویژگی‌های ساختاری اثر: ویژگی‌های ساختاری اثر در ارتباط مستقیم با فرم هستند. فرم در واقع چگونگی به‌کارگیری عناصر تجسمی، نحوۀ ترکیب‌بندی آنهاست که توسط هنرمند بر اثر تحمیل می‌شود.

موضوع اثر

آن چیزی است که در اثر به تصویر کشیده شده است. موضوعات نقاشی را می‌توان به دسته‌های مختلف تقسیم‌بندی کرد که هرکدام از این دسته‌ها را در اصطلاح ژانر می‌نامیم. هر ژانر می‌تواند شامل مضامین دینی، اساطیری، طبیعت بی‌جان، منظره، چهره‌نگاری (پرتره) و صحنه‌هایی از زندگی روزمره باشد. هنرمند به دو صورت می‌تواند به موضوع بپردازد: مستقیم (به‌طور واضح به بیان حقایق می‌پردازد.) غیر مستقیم و قراردادی از نماد و نشانه برای بیان موضوع بهره گیرد)

محتوای اثر

منظور از محتوای اثر چگونگی و چرایی خلق شدن اثر است. بدون شک، محیط فرهنگی و ویژگی‌های شخصی و روانشناسانه هنرمند، دو عامل مهم برای توضیح محتوای یک اثر هنری هستند. مجموعه‌ای از اطلاعات مربوط به‌طرز تلقی‌های هنرمند، ارزش‌ها و باورها و انگیزه‌هایی که او را به آفرینش هنری سوق داده‌اند و ما را در شناسایی بیشتر اثر یاری می‌دهند.

 

آشنایی با مفهوم فرم Form و اجزای آن

فرم در نقاشی می تواند به طور کلی تداعی‌کننده سه مفهوم باشد. مفهوم اول یک مفهوم کلی است که نه تنها در نقاشی بلکه در همه جا به کار می رود و عبارت است از نوع یا شکل خاص از هر چیزی. مثلا نقاشی رنگ روغن، فرمی از نقاشی است. مفهوم دوم تقریباً مترادف است با واژه انگلیسی shapeبه معنای شکل و ریخت. (لازم به یادآوری است که در واقع بین واژه شکل Shape و فرم Form یک تفاوت کلی وجود دارد. واژه شکل Shape در معنای خاص فقط دارای دو بعد طول و عرض است در حالی که منظور از فرم شکلی است که داری سه بعد طول، عرض و ارتفاع است. تصویر یک دایره مفهومی از شکل است در حالی که کره با تصویری از آن تداعی گر فرم است.)
به این ترتیب وقتی می‌گوییم فرمی در نقاشی، مقصود ما یک شکل خاص در نقاشی است. یعنی وقتی می‌گوییم فرم هاله دور سر قدیسین در پرده «سوگواری بر جسد مسیح» اثر جوتو، یعنی شکل هاله.
سومین مفهومی که از واژه فرم استنباط می‌شود، مربوط به عناصر بصری، روابط حاکم بین آنها در یک اثر هنری و در نهایت روابط آنها با کل اثر است. به عبارت دیگر فرم از دو جزء اصلی تشکیل شده است:
عناصر بصری (خط، رنگ، درجه تیرگی و روشنی یا تونالیته، شکل، بافت و فضا)
اصول ترکیب بندی
در ادامه به توضیح این دو قسمت می پردازیم

 

برگفته از کتاب:
تجزیه و تحلیل و نقد آثار نقاشی
مولف:
دکتر آناهیتا مقبلی
نشر دانشگاه پیام نور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دریافت مهمترین اخبار فراخوان‌های هنری در دنیا
لطفا ایمیل خود را وارد نمایید

شما همچنین می توانید وارد کانال تلگرام ما شده و از آخرین فراخوان‌های خارجی مطلع شوید
@cheetart
اطلاعاتم را ثبت کن