Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

زرنگاری یا تذهیب

پیشینه نام‌گذاری

درآمد آماده سازی کتاب و آرایه‌بندی نوشتار در ایران، به پیروی از شیوه های کاربردی و سنت های هنری مشرق زمین با نگارش کلام دینی آغاز شد. بر پایه کاوش ها، آثار و زبان نوشته‌های به‌دست آمده از دوره های کهن، می‌دانیم که پیروان مانی، نسطوریان و پس از آنها مسلمانان در مراحل تدوین و آماده‌سازی کتاب های دینی، تکنیک‌ها و فنون مختلف را گرد آوردند. تنظیم رسم الخط، شیوۀ نقطه‌گذاری و تقطیع کلمات، خوشنویسی، آرایه‌بندی صفحه، جلدسازی و صحافی از جمله فنون کتاب‌آرایی در دوران کهن بود. این فنون در میان پیروان ادیان، پا‌به‌پای گسترش روزافزون دین و اقبال به خواندن کتاب مقدس، ارج یافت و رو به گسترش نهاد.

همچنان که نوشتار کلام الهی، نزد مسلمانان از سطح پوست و لوحه های سخت به روی کاغذ و سطوح نرم در می آمد، آرایه بندی سطرها و صفحات نیز از سادگی آغازین نقوش سنتی، به پیچیدگی و رنگ روی نهاد و در روند گسترش، اصول و قواعد آرایه‌بندی در قالب زرنگاری یا تذهیب، از دیگر تکنیک‌ها و فنون وابسته به کتاب‌آرایی متمایز گردید.

نام‌گذاری در کهن‌ترین نمونه‌ها از آرایه‌های بازمانده، یا نوشته ها درباره آرایه بندی کتاب ها و زبان نوشته ها، هیچ اشاره ای به نام گذاری شیوه کار دیده نمی شود؛ از این رو، نمی‌دانیم گردآورندگان و آرایندگان نگاشته های زرتشت، کتاب های یهودیان، م پیروان مانی، شیوه کار خود را چه می نامیده اند؟ کهن ترین نام گذاری؛ یعنی اگرچه از منابع دوره اسلامی به دست ما رسیده است، می تواند از کاربرد این نا میان نسطوریان سریانی زبان و پیروان آرامی زبان مانی نیز پرده بردارد.

نام گذاری آرایه‌بندی نوشته‌ها و کتاب‌ها به تذهیب یا زرنگاری، نشان می‌دهد که نزد پیروان آیین‌ها، نه تنها نگاشته‌های آیینی را برای گرامیداشت سخن می‌آراستند بلکه مصالح و ابزار نیز می‌بایست ارجی همسنگ با اثر را بازتاب دهد. در درازای سده‌ها، ماده طلا در آرایه‌بندی کتاب‌های مقدس، همواره جایگاهی ویژه داشت. از سویی کمیابی و ارزشمندی‌اش، بدان شایستگی همنشینی باسخن قدسی را عطا می کرد و از سوی دیگر، درخشش شورانگیزش استعاره‌ای از نور بود. از این رو، کاربرد طلا در هنرهای ایرانی، زرنگاری و در هنرهای اسلامی، تذهیب نام‌گذاری شد.

بازخوانی معنای لغوی زرنگار، زرنگاری، تذهیب، مذهب و نیز مفهوم تذهیب به عنوان شیوهای هنری در آرایه بندی سطوح کاغذ، اهمیت طلا را در نام‌گذاری آن بیشتر آشکار می کند. نویسندگان لغت‌نامه‌ها، در شرح معنای تذهیب با زرنگاری، بر مفهوم پایه‌ای آن تأکید کرده‌اند.

زرنگار

در فرهنگ دهخدا، زرنگاری به معنای «منقش شده با زر، مذهب (به نقل از ناظم الاطبا)؛ جامه و عمارتی که نقش های زر در آن به کار برده باشند (به نقل از آنندراج) و مذهب، منقوش به زره آمده است. در فرهنگ معین نیز، زرنگاری از «نگاشته، منقش به زر، طلاکوب، زینت داده شده با زر، چیزی که با آب طلا نقاشی شده، طلاکوب» معنی شده است. کاربرد زرنگار و زرنگاری در متون فارسی نیز بر همین معنی دلالت دارد. در شاهنامه فردوسی می‌خوانیم:

سوی خانه زرنگار آمدند

بر آن مجلس شاهوار آمدند

کمر خواست پر گوهر شاهوار

یکی خسروی جامه زرنگار

همی رفت گودرز با شهریار

چو آمد بدان گلشن زرنگار

در نمونه های بالا، زرنگار به معنای آراسته با طلا، در همنشینی با جایگاه و خانه شاهانه آمده است. اسدی طوسی در بیت زیر از منظومه گرشاسبنامه، واژه زرنگار را در همنشینی با نوبهار به کار برده است:

بسازید در گلشن زرنگار

یکی بزم خرم تر از نوبهار

زرنگار کردن
ترکیب زرنگار کردن، در فرهنگ دهخدا چنین معنی شده است: «به زر منقش کردن». در بوستان سعدی می خوانیم:

زر و نعمت آید کسی را به کار

که دیوار عقبی کند زرنگار

 

تذهیب

در لغت نامه دهخدا، واژه تذهیب به نقل از لغت نامه های فارسی و عربی «زراندود کردن» معنی شده است. تذهیب از ذهب به معنای زر یا طلاست. در معنای لغوی، تذهیب بر کاربرد گونه ای از رنگ اطلاق شده است. همین پیوستگی و درهم سرشتگی نقش و آرایه با زر یا طلا، پایه نام گذاری تذهیب در نظر گذشتگان بوده است.

 

مذهب

واژۀ مذهب از ذهب، به معنای ساخته شده با تارهای زر است. در کتاب آرایی رساله یا نوشته ای را که سرفصل ها یا حواشی صفحه های آن با آب طلا، شنگرف و رنگ های دیگر آراسته شده باشد، مذهب می نامند. منوچهری می گوید:

ابر چنان مطرد سیاه و بر او برق

همچو مذهب یکی کتاب مطرد

فن تذهیب از نوشته های بازمانده در رساله ها و تذکره‌نامه‌های نویسندگان گذشته درباره آثار و زندگی هنروران، به ویژگی‌های تذهیب به عنوان گونه ای از کاربرد هنری در ردیف صنایع و ظرایف دوران پی می بریم. شرح و تعریف این نویسندگان، شیوه‌ها و نگرش‌های رایج درباره تذهیب با زرنگاری را طی دوره ها و در نقاط مختلف بازگو می کند.

قاضی میراحمد منشی قمی، در بخش پایانی کتاب گلستان هنر، فصلی را به جدول کشیها، تذهیب و ساختن رنگهای گوناگون اختصاص داده است. وی در این گفتار، پس از نحوه رسم انواع جداول و شستن لاجورد، شیوه حل کردن طلا و استفاده از آن را آموزش می دهد و سپس فنون ساختن، ترکیب و کاربرد رنگ های طبیعی را بیان می کند. از اشارت وی در می‌یابیم تذهیب در نظر میراحمد، همان شگردهای طلاکاری بوده است.

سید یوسف حسین، نویسنده فارسی زبان سدۀ سیزده هجری قمری در هند، در منظومه‌ای که پیرامون صحافی و جلدسازی ساخته است، تذهیب را مجموعه‌ای از طرح‌اندازی‌ها، رنگ گذاری‌ها و طلااندازی معرفی می‌کند:

مذهب باش و کن تذهیب الواح

به ترتیبش که باشد روح او راح

نخستین، نقش را تحریر بندی

پس آنگه، رنگ ها بر جا پسندی

به طرحی کان خوش آید کن منقش

به رنگ دلپذیرش ساز دلکش

زهی صباغ صانع، کز گل و سنگ

برآرد رنگها هر یک دگر رنگ

زر و نقره سفیده نیل و زنگار

دگر شنجرف و سیندور لاجورد دار

دگر زرنیخ و جز آمیزش رنگ

دگر تعریف سحق و شست از سنگ…

عبدالله صیرفی در گلزار صفا، خداوند را آراینده سخن می نامد. در نظر او تذهیب، تجلی صفات و ابداع خداوندی است. در ابیات زیر، اصطلاحات رایج تذهیب با استعاره های شعری درآمیخته و منظره‌ای زیبا پدید آورده است:

ای مذهب زتو عنوان سخن

حمد تو لوحه دیوان سخن

زینت دفتر دوران از تو

صفحه صبح زرافشان از تو

لاجوردی ورق روز به شب

نقره‌افشان تو کنی از کوکب

نور خورشید و شفق شام و سحر

آوری کاغذ رعنا پیکر

نامه شام دگرگون سازی

وز شفق کاغذ گلگون سازی

صفحه باغ ز تو زنگاری

ورق لاله زتو گلناری

تو کنی دفتر گلبن رنگین

تو دهی نسخه گلشن تزیین

ارغوانی ز تو رخساره یار

زعفرانی زتو روی منِ زار…

همچنین بسیاری از فرمان‌های دولتی برای کاتبان و آرایند گان کتاب، مشحون از اصطلاحات تذهیب است و نگاه گذشتگان دربارۀ تذهیب و کاربرد آن را بازگو می کند. در بخشی از فرمان گماردن بهزاد به سرپرستی کتابخانه سلطانی، که به دستور شاه اسماعیل صفوی صادر شده، آمده است: «چون ارادت کارخانۀ ایجاد و تکوین و مشیت محرر نگارخانه آسمان و زمین بر صحیفۀ حلکاری خورشید به خامه عطارد به نام همایون اتسام ما امضا نموده و اوراق سپهر لاجوردی را جهت کتابت روزنامچه آثار فتح و نصرت ما به افشان نقره کوب کواکب و جدول شنجرف گون شفق منقش و مزین فرموده… .»

همچنین در سطرهای آغازین فرمان انتصاب «مولانا حسن مذهب» به ریاست و کلانتری مذهبان، نقاشان، صحافان و غیره در تبریز، به انشای قاضی عبدالله خویی در اواخر پادشاهی شاه طهماسب می خوانیم:

«چون لوح پرداز صحایف ابداع و صفحه طراز صحائف ایجاد و اختراع که خامه صنعش به زنجیر کهکشان بر حاشیه چرخ زرفشان ترتیب نموده و قلم قدرتش اوراق نه رواق لاجوردی را با زر ورق ثوابت و سیارات که سپهر جدول خطوط شعاعی مهر تذهیب فرموده، شمسه ایوان سلطنت و پادشاهی ما را زینت مجلدات افلاک گردانیده…»

امروزه نیز تذهیب را در معنایی نزدیک به آنچه در گذشته رایج بوده است به کار می برند. استاد نجیب مایل هروی، پژوهشگر و ویراستار زبان نوشته های فارسی، در معرفی این هنر با تکیه بر نمونه‌های سده‌های پیشین، عناصر و قالب‌های تذهیب را چنین بر می‌شمارد: سرلوحه‌های تاج و نیم‌تاج و مستطیل و گنبدی قرآن‌های قدیمی، طلااندازی بین السطورین، تشعیر طلا در حواشی کتاب‌ها، جدول های پهن و باریک مرصع به صورت قاب‌سازی و گاه گل‌دار، کاغذهای زرافشان، ترنج‌ها و لچکی‌های کناره‌های صفحات، حاشیه سازی های گل دار یا شکارگاهی که با زر و گاه در ترکیب با رنگ‌های مرغوب ساخته شوند، شمسه‌ها، شرفه‌ها و گره‌بندی‌ها.

برگرفته از کتاب: تذهیب در ایران

اثر: مریم کشمیری

نشر: سمت

این مطلب ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دریافت مهمترین اخبار فراخوان‌های هنری در دنیا

لطفا ایمیل خود را وارد نمایید تا در جریان مهم‌ترین وقایع هنری در جهان باشید
اطلاعاتم را ثبت کن