Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

حروف‌نگاری

بخش اول مقاله

 

در حقیقت، جهت بروز یک تغییر بنیادی (در حروف‌نگاری برای کتاب‌های کودکان)، نیاز به یک دگرگونی شدید در اصول و قراردادهای طراحی کتاب‌های بزرگسالان حس می‌شد که حتی در دهه ۱۹۲۰ یعنی وقتی که طراحی تجربی در اوج شکوفایی خود بود، نتوانست بر مقوله کتاب کودک تأثیر بگذارد. متخصصین آموزش به معیارهای سخت و انعطاف‌ناپذیر جهت آموزش به کودکان پایبند بودند و عموماً کتابداران کودک بودند که تصمیم می‌گرفتند چه کتاب‌هایی برای این هدف مناسب است. بزرگسالان اصولی را که حاکم بر محتوا و طراحی کتاب‌های کودکان بود، تعیین می‌کردند: کتاب‌های مصور برای کودکانی که هنوز خواندن نمی‌دانند، کتاب‌های نوشته و تصویردار برای خوانندگان تازه‌وارد و رمان‌های مصور برای خوانندگان بزرگ‌تر، تصویرسازی‌ها معمولاً واقع‌گرایانه با خیالی بودند، اما حروف همواره صاف و درست و خوانا هرگونه سرپیچی از این اصول باعث می‌شد که به کتاب انگ «نامناسب» خورده شود. نیل پستمن در کتاب محو کودکی می‌نویسد: «یک شکل ویژه‌ای از اطلاعات که کاملاً تحت نظارت بزرگسالان بود، در مراحل گوناگون در اختیار کودکان قرار می‌گرفت و این انتقال به روش‌هایی صورت می‌گرفت که در روان‌شناسی به آنها روش‌های قابل همگون‌سازی می‌گویند».
پیش از ظهور تلویزیون (و پیش از ظهور فزایندۀ رسانه‌های دیجیتالی امروزین)، یک کتاب چاپ شده محمل انباشتن و توزیع این اطلاعات بود و بنابراین نحوۀ ارائۀ کتاب، همیشه براساس نظرات و فرضیه‌های بزرگسالان شکل می‌گرفت، نظراتی که تعیین می‌کرد مناسب‌ترین چیز برای کودکان چیست. از آن‌جایی که این فرضیات هرگز مورد سؤال قرار نگرفته، کم‌کم به عنوان اصول مسلم بازاریابی کتاب کودک به‌کار گرفته شدند.
در اواخر دهه ۱۹۳۰ طراحی کتاب‌های کودکان در موارد معدودی تحت‌تأثیر حروف‌نگاری نوین به شکل نوع حروف بدون پایه و ترکیب‌بندی‌های نا‌متقارن عرضه شد.

در کتاب مارگرت وایز براون به نام کتاب پر سر و صدا، حروف تحت‌تأثیر دوران ماشینیزم فیوچرا را با خطی در هم‌شکسته و کج‌و‌معوج به‌گونه‌ای به‌کار برد که تقریباً تقلیدی از صدای وسایل برقی خانگی و نیز ماشین‌های بزرگ می‌رسیدند. با این وجود در طی جلسات بحث و تبادل نظر انجمن هنرهای گران آمریکا در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ معیارهای خوانا بودن کتاب‌های کودکان تدوین شد و اغلب ناشران هم به آنها گردن نهادند. در این تصمیم‌گیری‌ها ویژگی خوانا بودن هوشیارانه حفظ شد و تغییر در حروف‌نگاری کتاب‌های کودکان در نخستین ایام پس از جنگ تنها در حد مختصری باقی ماند. مثلاً گه‌گاه از حروفی مثل جنسن یا گرماند گذری به فیوچرا یا اکیدنز یا گروتسک می‌شد و کمتر پیش می‌آمد که حروف‌نگاری تجربی ساختارگرایان، دادائیست‌ها یا فوتوریست‌ها به‌کار گرفته شوند. کتاب‌های تصویری هم معمولاً از حروف کلاسیک تشکیل شدند و کمتر خود را در جرگه هنر دیدند. حتی شاهکار پیشتازی مثل کتاب الفبا ی برونو موناری با تصویرسازی‌های کلاژی شبه دادا که در آن

حروف‌نگاری کودکان
حروف‌نگاری کودکان

از حروف متفاوت استفاده شده، حروف متن بدون پایه کاملاً از تصاویر جدا قرار گرفته است.
با وجود این، برخی بی‌قاعدگی و کارهای غریب، سرانجام این حوزه را تحت تأثیر قرار داد. مثلاً تونی فرایولی در کتاب مردم خنده‌دار شهر باغچه، از به‌کارگیری اصول و قواعد حروف‌نگاری طفره رفت و حروف نامتعارف و عجیبی را با دست کشید که در واقع مکمل طرح‌های شوخ و بامزه‌ای بودند که در آنها میوه‌ها و سبزیجات به شکل آدم درآمده و در زمینه‌هایی به رنگ سیاه جای داده شده بودند (اتفاقاً همین زمینه‌های سیاه به نظر کتابداران، غم‌انگیز رسید). به دنبال این اثر، حروف دستی رایج‌تر شد (گرچه این اتفاق در مورد زمینه های سیاه رخ نداد). به کارگیری خط سرهم در کتاب داستان با بار، فیل کوچولو (۱۹۳۳) مورد انتقاد قرار گرفت به این دلیل که خواندن این نوع خط را برای خوانندگان جوانی که هنوز حروف خمیده را نمی‌توانستند از هم تشخیص‌دهنده مشکل یافتند. اما جیمز فریزر با اشاره به این اثر و حتی کتاب‌هایی که پیش از این در اواخر قرن نوزدهم با خط سرهم نوشته شده بودند، این نظر را مطرح کرد که: «بچه‌های باهوش‌تر سعی می‌کنند معمای این خط را باز کنند یا برای خواندن واژه‌های مشکل بزرگترها کمک بگیرند تا بالاخره بر آن غلبه کنند. با گذشت زمان، خط‌نویسی خود روشی برای آموزش الفبا و نوشتن تبدیل شد.

2حروف‌نگاری کودکان
2حروف‌نگاری کودکان

حروف ماشین تایپ، که باز نوع دیکرد حروف غیرکودکانه بودند، کاملاً به دنیای بزرگسالان تعلق داشت تا این که کتاب شهر ماشین تایپ اثر ویلیام. جی. اسمیت به‌چاپ رسید که تجربه‌ای شاد و سرگرم‌کننده را ارائه می‌کرد و تصاویر آن با به‌کارگیری شکل حروف ماشین تایپ خلق شده بودند. این اثر تحت تأثیر دم موش لوئیس کرول با شعر دیداری معاصر بزرگسالان که با ماشین تایپ حروفچینی شده، سازگار و هماهنگ بود. در کتاب یک کوچولو اثر پل و ان رند، حروف ماشین تایپ با جسارت تمام به‌گونه‌ای به‌کار گرفته شدند تا تکمیل‌کننده کولاژهای سرهم‌‌بندی‌شده و متن موزون باشند. با این کار، آنها هم این نوع حروف را جزء لاینفک ماهیت بصری کتاب کردند و هم به مقبولیت بیشتر حروف ماشین تایپ کمک کردند.
از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ طراحی کتاب‌های کودکان، تا حد زیادی تحت الشعاع پیشرفت‌هایی قرار گرفت که در هنر کتاب کودک صورت پذیرفته بود. حتی در کتاب هایی که هنرمندان بزرگی مثل موریس سنداک، تامی آنگرر و لئو لیونی خلق کردند، اصول و قواعد حروف‌نگاری زیر پا گذاشته نشد. لیونی در این باره می‌گوید: «باید حروف‌نگاری خوانده شود، نه این که شنیده شود، چرا که خواندن فعلی است که نباید آن را دچار اختلال کرد». خود در بیش از چهل جلد کتابی که کار کرد فقط از حروف سنچری اسکول بوک استفاده کرد. او تأکید داشت که عنصر توضیحی در یک کتاب مصور، تصویر است و نه حروف، تصاویر، قصه را بیان می‌کنند و حروف، روایت را ارائه می‌دهند. اما این وضعیت در اواخر دهه ۱۹۸۰ تغییر پذیرفت، یعنی زمانی که حروف‌نگاری دیگر به بخشی مهم و لاینفک از کل کتاب کودک تبدیل شد و نویسنده/تصویرساز در روند طراحی نقش فعال‌تری به عهده گرفت و کامپیوتر هم ایجاب کرد که اصول حروف‌نگاری در تمام رسانه‌های چاپی مورد بازنگری وسیع و فراگیری قرار بگیرند.
در اواخر دهه ۱۹۷۰ حروف‌نگاری تجربی به رسانه‌های چاپی که بر محور بزرگسالان می‌گشت، ظاهری شادتر و سرگرم کننده‌تر بخشید و حروف‌نگاری ساختارگرا، فتوریست و مکتب دادا افق‌های جدیدی را به روی روش‌های کلاسیک و مدرن متأخر گشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دریافت مهمترین اخبار فراخوان‌های هنری در دنیا
لطفا ایمیل خود را وارد نمایید

شما همچنین می توانید وارد کانال تلگرام ما شده و از آخرین فراخوان‌های خارجی مطلع شوید
@cheetart
اطلاعاتم را ثبت کن