Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

زبان تصویر

بخش قبلی مقاله

 

بخش چهارم مقاله

میدان نیروهای درونی

گرایش پویا به تلفیق اثرات بصری در یک کل متوازن و یکپارچه با ساختار فیزیولوژیکی و روانی انسان در ارتباط است. نیروهایی که وظیفه بازیابی تعادل در اندام های بدن انسان را برعهده دارند، نیروهای عصبی یا به عبارتی همان سیستم عصبی بدن هستند که مانند صفحه تصویر با محدودیت‌هایی روبه‌رو می‌باشند. همان‌طور که محدودیت‌های سطح تصویر در تبدیل برخوردهای نوری به نیروهای فضایی به مثابه یک چارچوب ضروری و ناگزیر داوری عمل می کنند، مکانیزم‌های فیزیولوژیکی و روانی نیز کاربردی مشابه فاکتورهای مشروط در تجربه نیروهای انسجام بخشی، یا به کلام دیگر تبدیل نیروهای فضایی به نیروهای تجسمی، دارند.

 

میدان فیزیولوژیکی

در ابعاد فیزیولوژیکی، تعادل به محدودیت‌های چشم بستگی دارد. اچ دبلیو هلمهولتز ( H. W. Helmohltz ) : «اگرچه چشم هم ممکن است، تمام معایب یک ابزار بصری را دارا باشد و حتا در مواقعی هم معایبی مختص خودشان می‌یابند. اما همین معایب قادرند یکدیگر را خنثا کنند چنان که نقصی که به علت وجودی آنها در تصویر ایجاد می‌شود در شرایط روشنایی معمولی، به ندرت از مرزها و حدودی که ابعاد مخروط‌های شبکیه‌ای آنها را برای دقت حس و ادراک تعریف می‌کنند، فراتر می‌روند. اما به مجرد آن که مشاهداتمان در شرایط متفاوت رخ دهد، همان خطاهای رنگی ناهمخوانی دید ( آستیگماتیسم)، نقطه کور، شفافیت ناکافی غشاهای چشم و برخی موارد دیگری که به آنها اشاره شد، پدیدار می‌گردند.»
ساختار چشم به گونه‌ای است که حتی قادر است از یک میدان شبکیه‌ای محدود نیز بر تصاویر متمرکز شود و برای دستیابی به داده‌ها، باید در منطقه رویت اجسام، بچرخد. این محدودیت پایه و اساس حرکت‌های کوچک و بی‌شمار عضلانی می گردد که به صورت حس، ثبت و در قالب نشانه های فضایی تفسیر و تعبیر می شود. چشم قادر است همزمان با متمرکز ساختن نور قرمز از فاصله ای نامحدود از شسبکیه پرتوهای ماوراء بنفش را هم از فاصله دو فوتی متمرکز کند. اگر سطوح رنگی مختلفی روی یک صفحه دوبعدی تصویر، از فاصله یکسانی تا چشم قرار گیرند، برای متمرکز ساختن پی در پی اشعه‌ها، به یک تطابق و تنظیم عضلانی نیاز است. این تطابق‌ها به صورت حس‌هایی متفاوت ثبت می‌شوند و پس از برقراری ارتباط میان ویژگی آنها با رنگ‌های مربوطه، حس‌هایی فضایی پدیدار می‌گردد.

 

تعادل رنگ

چشم هم مثل هر بخش دیگری از بدن، به لحاظ فیزیولوژیکی ظرفیت کاری محدودی دارد و مدتی پس از انجام یک فعالیت معین خسته می‌شود. اما همان‌طور که پیشتر نیز ذکر شد، نیروهای فیزیولوژیکی با برقراری تعادل موجب ثابت و پایدار باقی ماندن سیستم‌های بدن می‌شوند. گوته: «هر رنگی، ضربه خاصی به چشم وارد میاورد و متعاقبا این اندام را هم به مقابله وامی دارند». دستگاه بینایی پس از هر بار خستگی و پس از هر بار تخریب و ویرانی مواد فتوشیمیایی خاص در شبکیه که آن را نسبت به یک یا چند رنگ غیرحساس می سازد، تمایلی پویا به سوی بازیابی نظم اولیه و حساسیت کامل و برقراری یک توازن فیزیولوژیکی بوجود می آید.
هلمهولتز: «اگر برای مدتی به صورت ثابت به یک جسم رنگی نسبتا روشن خیره بمانیم و سپس نگاه‌مان را از آن گرفته و به سطحی نورانی و سفید بدوزیم، لکه‌ای رنگی در برابر دیدگانمان ظاهر می‌شود که با حرکت چشم آن هم جابه‌جا می‌شود. در توضیح این پدیده می‌توان گفت که گیرنده‌های شبکیه به یک اندازه خسته نمی‌شوند؛ اگر به رنگ قرمز نگاه کرده باشیم، گیرنده رنگ قرمز بیشتر خسته می‌شود و وقتی نور سفید به چشم تابانده می‌شود، دو گیرنده دیگر بیشتر تحریک می‌شوند و یک رنگ سبز متمایل به آبی مقابل چشم‌هایمان ظاهر می‌شود.»
سردبلیو. براگ ( Sir W. Braga ) : «اگر نور از آسمان ابری و از یک شکاف تنگ به داخل یک اتاق تاریک بتابد، طوری‌که از طرفین به ورق کاغذی برخورد کند که نور شمع طرف دیگر آن را روشن کرده است، با نگه داشتن عمودی مداد، دو سایه پدیدار خواهد شد: سایه حاصل از روشنایی روز، نارنجی و نارنجی آن هم مشهود خواهد بود؛ سایۀ برآمده از نور شمع، سفید اما آبی می‌نماید. رنگ نارنجی و آبی این دو سایه، رنگ‌هایی هستند که وقتی آنها را به ترتیب بر اثر تابش روشنایی روز و نور شمع مشاهده می‌کنیم، بی‌درنگ سفید می‌خوانیم‌شان. اما وقتی در قالب دو رنگ متفاوت و نسبتاً اشباع‌شده ظاهر می‌شوند، در شناخت رنگ سفید کاغذی که با تابش نور شمع روشن شده است، هم لحظه‌ای به خود تردید راه نمی‌دهیم که البته بسیار متفاوت از رنگ نارجی است.»
این «پس دید»، سایه‌های رنگی و سایر پدیده‌های بصری، کنتراست مرزی و کنتراست‌های هم‌زمان، از جمله ویژگی‌های مهم سطوح رنگی هستند که در قالب نیروهای تجسمی نمود می‌یابند. رنگ‌ها به واسطه تقابل پویایی که میان سطوح صفحه تصویر وجود دارد، به لحاظ ایجاد حساسیتی کامل در شبکیه به سوی شکل‌گیری یک پیوند متوازن گرایش می‌یابند. هر رنگ‌مایه هم‌زمان یا در پی قطعه مکمل خود ایجاد و به اصل خویش یعنی نور سفید باز می‌گردد. به بیان کلی‌تر سطح قرمز، رنگ سبز مایل به آبی؛ سطح بنفش مایل به آبی، رنگ زرد مکمل و سطحی نارنجی رنگ، سبب پیدایش رنگ فیروزه‌ای می‌شوند، هارمونی رنگ‌های مکمل یا قانون جهانی تعادل تجسمی نیز در همین نقطه پایه و اساس می‌یابد. به رغم تفاوت‌های جزئی در تعبیر مفهوم رنگ‌مایه‌های متضاد، حرکت خودبه خودی رنگ در نقاشی کودکان، تجلی رنگ در تمام فرهنگ‌ها و تحقیقات علمی متفکران برجسته‌ای چون لئوناردو داوینچی ( Leonardo Da Vinci: هنرمند و دانشمند برجسته فلورانس درعصر نوزایی ۱۵۱۹-۱۴۵۶ ) ، گوته، شوپنهاور (Arthur Schopenhaver: فیلسوف برجسته آلمانی ۱۷۸۸-۱۸۹۶) ، استوالد (Wilhelma Ostwald : فیزیکدان و شیمینان آلمانی متولد روسیه ۱۸۵۳-۱۹۳۲ ) همگی گواهی هستند بر اعتبار جهانی هارمونی رنگ‌ها در پیروی از قانون ساختمان بدن انسان و مسأله تعادل در تجربیات بصری.

 

تنش فضایی؛ تعادل پویا

سطح دوبعدی که هیچ مفصل‌بندی ندارد، تجربه‌ای بی‌حس و مرده است. به واقع این مغایرت و تناقض‌های درونی هستند که پایه و اساس هر فرآیند زنده‌ای را شکل می‌دهند. ماهیت جاودانه و پویای هر تصویر از تنش میان نیروهای فضایی با به تعبیری از نبرد برای جذب و دفع میدان این نیروها حاصل می‌شود.
همان‌طور که پیش از این نیز مشاهده شد، تجربه فضا، از حرکت و جابه‌جایی‌های مجازی واحدهای بصری از صفحه تصویر مبنا می‌یابد. تنها در صورتی می‌توان شاهد این حرکت‌ها بود که چارچوب معیار، یعنی صفحه تصویر دوبعدی، مشخص و آشکار باشد؛ به واقع بدون وجود زمینه ممکن نیست بتوان نظاره‌گر حرکت اجسام شد. هر نیروی بصری به تنهایی قادر است در کیفیت دوبعدی سطح تصویر ایجاد اختلال و با القای میدان خود، حرکت‌های مجازی خود را کامل کند. از این حیث درک و استنباط پویایی این حرکت ناممکن خواهد شد. در اینجا یک مساله مهم مطرح می‌شود. همان‌طور که هر نیرویی را تنها می‌توان به صرف مقاومت در برابر نیروهای متضاداش ظاهر کرد، نیروهای فضایی را هم تنها می‌توان در رویارویی با نیروهای فضایی متضاد مشاهده نمود. قرار گرفتن تصادفی نیروهای فضایی مثل نقطه، خطه ناحیه، سبب گشودگی صفحه تصویر می‌شود، اما از آنجایی که این نیروها به صورت اتفاقی ترتیب یافته‌اند، قادر به خلق منظومه متعادلی نیستند که بتوانند در آن قدرت برابر و مسیر و جهت متضاد خود را به نمایش بگذارند. حاصل کار سطح تصویری تهی خواهد بود؛ بدون یک زمینه دوبعدی یا چارچوب معیاری که بتوان در آن به سنجش و ارزیابی حرکت های فضایی نشست. جاودانگی و سرزندگی فضایی نیز به بلوغ کامل خود نخواهد رسید.
اگر این نیروها و میدان های القایی‌شان، از کیفیت بصری و قدرت فضایی برابر برخوردار باشند، تعادل و توازن لازم بدون تنش، در سکون و انجماد حاصل خواهد آمد. اما اگر بتوان این نیروها و میدان انرژی‌شان را برآورد کرد. می‌توان طوری از چنین میدان‌های متضادی بهره برد که هر یک دیگری را در صفحه تصویر به حالت تعادل برسانند. در این مسیر خط یا شکل با رنگ و موقعیت خاص خود دارای یک میدان باز و پیش‌رونده به سوی ناظر خواهند شد؛ واحد دیگر اما خالق میدانی در مسیر پرونده واحد میدانی را فعال می‌کند که گرایش به جهت بالا دارد و واحد دیگر به جهت پایین. این حرکت‌ها ممکن است به لحاظ مقیاس و ویژگی‌های بصری شان جهت، وزن و تراکم متفاوت از یکدیگر باشند؛ اما میدان‌های فضایی‌شان از قدرت برابری برخوردار است و به این ترتیب تعادلی پویا در صفحه تصویر به‌دست خواهد آمد.
اگر فردی مشاهده کند که یک پوند آهن توانسته است روی یک ترازو با یک پوند پر به تعادل برسد، به دلیل وجود تناقضی بصری آشکار و بدیهی در منطق است که درگیر چنین تجربه ای شده است (تصویر ۲۶). هر فردی باید به ماهیت مواد متضاد بی‌اندیشد و ارتباطات بیشتری در آنها بیابد. مشاهده فردی بزرگسال و یک کودک در حالت تعادل روی یک الاکلنگ به دلیل فاصله‌های مختلف آنها از مرکز ثقل الاکلنگ هم تجربه‌ای مشابه است. این متوازن‌سازی پویا را می‌توان به راحتی با فشردن یک تکه کاغذ در دست به تصویر کشید. کاغذی که مسطح و صاف است، ماهیتی بی‌روح و بیجان دارد. اما وقتی فشرده می‌شود ویژگی جنبشی و حرکتی می‌یابد. دست و کاغذ در تقابل با یکدیگر میدان‌های قدرتمندی اعمال می‌کنند اما به هر ترتیب با یکدیگر به توازن و تعادل می‌رسند.

 

برگرفته از کتاب:
زبان تصویر
نویسنده: جئورگی کپس
ترجمه: سارا خلیلی
ناشر: یزدا

ادامه مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دریافت مهمترین اخبار فراخوان‌های هنری در دنیا
لطفا ایمیل خود را وارد نمایید

شما همچنین می توانید وارد کانال تلگرام ما شده و از آخرین فراخوان‌های خارجی مطلع شوید
@cheetart
اطلاعاتم را ثبت کن