Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

بررسی مکاتب هنری

تاریخچه دادائیسم 

جنگ جهانی اول، ضربه‌ای مهلک بر حاکمیت عقلانیت و خرد انسانی از رنسانس به بعد بود. انسان اروپایی که از دوران رنسانس به بعد، به خردباوری روی آورده و بر همین اساس (حاکمیت Ratio) به پیشرفت‌های علمی و صنعتی حیرت‌انگیز رسیده بود، اکنون در گردابی از جنگ و جنایت و خونریزی فروغلتیده بود. طنز سیاه و تلخ ماجرا اینجا است که آفرینندۀ همین گرداب، ابزارها و دستاوردهای تسلیحاتی و جنگ‌افزاری انسانی است که زندگی خود را بر پایۀ عقل و خرد تعریف و بنا کرده بود. جنایات، کشتارها و تخریب حاصل از جنگ جهانی اول چنان در تاریخ بی‌سابقه بود که هر صاحب اندیشه و انسان متفکری را مجبور به بازنگری در اصول و معیارهای انسانی و زندگی می‌کرد.

آثار دادائیستی
آثار دادائیستی

هنرمندان و روشنفکران، هم با حیرت به فجایع جنگ می‌نگریستند و هم اخبار کشته شدن بسیاری از فرهیختگان و هنرمندان و صاحبان اندیشه را پی‌درپی دریافت می‌کردند «گیوم آپولینر»، شاعر بزرگ فرانسوی و «شارل پگی» و «آلن فورنیه» به همراه پانصد شاعر و نویسنده دیگر که در جنگ کشته شدند نام‌شان در کتابی با عنوان گلچینی از آثار نویسندگانی که در جنگ کشته شده‌اند، آمده است که در سال ۱۹۲۴ منتشر شد). در این میان، عده‌ای از جوانان نوجو در هنر و فرهنگ و ادبیات که از فجایع جنگ، سرخورده شده بودند و سرنوشت بشر را جز تباهی و سرگشتگی نمی‌دیدند، تصمیم گرفتند به دور از هیاهوی جنگ و قتل‌ها و خونریزی‌ها، دور هم جمع شوند و راهی نو در هنر و ادبیات ارائه کنند. چرا که از دید آنها هنر و ادبیات ، در آن زمان و تا آن برهه نتوانسته بود هیچ کمکی به انسان‌ها در راستای فهم بهتر از زندگی و ایجاد صلح و هم‌زیستی کند. این گروه از جوانان که هر یک در زمینه‌ای از هنر و ادبیات فعالیت داشتند از کشورها و ملیت‌های متفاوت در کشور سوئیس که از دیرباز در تمام جنگ‌ها بی طرف می‌ماند گرد هم آمدند.
کار « دادا » از این گردهمایی‌ها آغاز شد. در شهر زوریخ سوئیس، در کافه‌ای به نام «کافه ولتره» گردهمایی‌های اولیه این گروه انجام می‌شد و اینان با یکدیگر به بحث و تبادل نظر می‌پرداختند. یک سال بعد، در هشتم فوریه ۱۹۱۶ در «کافه تراس» زوریخ، مراسم تولد دادا برگزار شد. کسانی که در این مراسم شرکت داشتند عبارت بودند از: تریستان تزارا (۱۸۹۶-۱۹۶۳) و مارسل یانکو رومانیایی، هوگو بال و ریچارد هوئلزبنک از آلمان، هانس آرپی از آلزاس (منطقه‌ای بین فرانسه و آلمان) و چند نفر دیگر. رهبری این گروه را تریستان تزارا – که شاعری جوان بود بر عهده داشت.

آثار دادائیستی
آثار دادائیستی

برای نام گذاری این گروه، تزارا چاقویی برداشت و به طور تصادفی به میان یک فرهنگ لغت لاروس (فرهنگ لغت فرانسوی به آلمانی) فرو کرد و کلمه ای از یک صفحه را به طور تصادفی برید. این کلمه، کلمه « دادا » بود؛ این اسم را برای گروه و جنبش فکری و هنری خود برگزیدند. مشخص است که انتخاب تصادفی این اسم، برای جریانی که می خواستند ایجاد کنند، در واقع نوعی دهن کجی و طعنه به تمام مکتب ها و جریان های هنری و فرهنگی پیش از خود محسوب می‌شد ( دادا ، در زبان کودکان به معنای اسب چوبی و در زبان محاوره به معنی «فکر و ذکر» است، که البته هیچ‌یک از این دو معنا، ارتباطی با این مکتب ندارند و به‌طور کامل بی معنا هستند). این گروه که اکنون نام دادا را بر خود داشتند، گروهی بودند عصیانگر و یاغی در فرهنگ و هنر، که شعارشان نابودی و نفی تمام هنرها و فرهنگ‌ها بود.
آنان اعتقاد داشتند که هنر و ادبیات در طول تاریخ ابزاری در دست صاحبان قدرت و پول بوده است. بر این باور بودند که آثار هنری در طول تاریخ، تبدیل به کالایی سفارشی شده است که سفارش‌دهندگان آن، ثروتمندان و اربابان و درباریان و اشراف و پادشاهان و کلیسا و ارکان مذهب بوده‌اند. از این رو، همه آثار هنری و ادبی پیش از خود را فاسد و بی‌فایده می‌دانستند و معتقد بر آن بودند که چنین آثاری باید از بین برود؛ همه چیز باید تخریب شود و جز فریاد اعتراض و عصیان، کاری نباید کرد. دادا ، اساس خود را بر نابودی گذاشته بود، حتی برنابودی خود داداها جمله معروف و ظریفی داشتند که چنین بود: « دادا ، ضد دادا است».
واضح است که نوعی هیچ‌انگاری و نیهیلیسم تمام‌عیار در افکار آنها موج می‌زد. تناقض عجیب آنها در این بود که با وجود تمام تلاش آنها برای تخریب و باژگونی فرآیند تولید هنری و ادبی آثاری که به‌وجود‌آوردند، به الگو و سرآغازی بر تمامی جریان‌های هنری و ادبی بعد از خود و هنر معاصر مبدل شد داداها بر اساس خصلت هنجارشکنی فکری و حتی اجتماعی خود، در هر جا حاضر و پیدا می‌شدند، آنجا را به آشوب می‌کشیدند و هرج‌ومرج ایجاد می‌کردند. به مرور دامنه فعالیت آنها به آلمان و سر آخر به فرانسه کشیده شد. آنها در پاریس متمرکز شدند و متفکران و شاعران و هنرمندان دیگری نیز به آنها پیوستند. لویی آراگون (۱۸۹۷-۱۹۸۲) آندره برتون (۱۸۹۶-۱۹۶۶) و پا الوار (۱۸۹۵-۱۹۵۲) از جمله افراد شاخصی بودند که به دادا پیوستند.   

 

 

برگرفته از کتاب:

مکتب‌های سینمایی

نویسنده:

غلامرضا معدنی‌پور

کتاب آبان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دریافت مهمترین اخبار فراخوان‌های هنری در دنیا
لطفا ایمیل خود را وارد نمایید

شما همچنین می توانید وارد کانال تلگرام ما شده و از آخرین فراخوان‌های خارجی مطلع شوید
@cheetart
اطلاعاتم را ثبت کن