Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

سینمای دادائیستی

بخش قبلی مقاله

سینمای دادائیستی خیلی دیرتر از حضور دادا در هنرهای دیگر، جلوه‌گر شد. البته این تأخیر امتیازات فراوانی برای سینمای دادائیستی به همراه داشت. از یک سو کارگردانان علاقه‌مند به خلق فیلم های دادائیستی توانستند از ره‌آورد و بلوغ دادا در هنرهای دیگر استفاده کنند و از سوی دیگر، با دستاوردهایی که فیلم‌سازان امپرسیونیسم آوانگارد از لحاظ تکنیکی و تصویری به‌دست آورده بودند، زمینه و بستر مناسبی برای داداهای سینمایی فراهم بود تا انگاره‌ها و ایده‌های دادائیستی خود را با تکیه بر این دستاوردها پی‌ریزی کنند.

سینمای دادائیستی، ضد قصه و حتی ضد روایت (روایت منطقی) بود. هیچ‌گونه الزام و استنتاج منطقی در کل فیلم یا بین سکانس‌های فیلم‌های دادائیستی وجود ندارد. تکنیک‌های اپتیکال ( دیزالو، فیداین، فیداوت، وایپ ، سوپرایمپوز و آیریس) به وفور در این فیلم‌ها استفاده می شد. استفاده از ریتم تند در تدوین و تحرک زیاد در تصاویر و گه گاه استفاده از اسلوموشن، از ویژگی‌های این نوع سینما است. از نظر محتوایی نیز هدف این فیلم‌ها، انتقال حس بیهودگی و تمسخرآمیز بودن دنیای پیرامون و نفی هرگونه باور و بایدهای اجتماعی است. مهم‌ترین و بزرگترین فیلم‌ساز دادائیست، «رنه کلر» (۱۸۹۸-۱۹۸۱) بود . با نام واقعی رنه شومت که مدتی به کار روزنامه‌نگاری و هنرپیشگی هم اشتغال داشت. فیلم «آنتراکت» (۱۹۲۴) شاهکار کلر و سینمای دادائیستی است. فیلم‌نامه این فیلم را فرانسیس پیکابیا، از بنیانگذاران دادا، نوشت. کلر، این فیلم را یک «لکنت زبانی تصویری» میدانست. در سراسر این فیلم هم تمسخر جوامع بورژوا و هم به مبارزه طلبیدن تماشاگران به‌وضوح دیده می شود. حضور من ری و مارسل دوشان در ابتدای فیلم در حال بازی شطرنج، به نوعی نشانگر همراهی و اتحاد تمام داداها در مبارزه با کل مظاهر تمنا و عقل‌گرایی و بورژوازی بود.

فیلم آنتراکت از رنه کلر
فیلم آنتراکت از رنه کلر

بسته شدن شتر به جای اسب به کالسکه تشییع جنازه و کندن تکه نان آویخته شده از کالسکه توسط یکی از تشییع‌کنندگان، در نهایت به دویدن تمسخرآمیزحضار اطراف جنازه منجر می‌شود و در پایان جادوگری از تابوت بیرون می‌آید و همه حاضران و در نهایت خود را ناپدید می‌کند. در این فیلم (با استفاده از سوپرایمپوز و تدوین سریع و ریتمیک) تاثیرات سینمای آوانگارد به طور کامل عیان می‌شود.

به هیچ عنوان نمی توان منطقی روایی و داستان خاصی در این فیلم یافت و حتی نباید برای یافتن روایت و داستان تلاش کرد. آنتراکت، فیلمی است سراسر ضدقصه و منطق داستانی، که فقط از نظم دادن به ریتم تصویرها و سکانس‌ها پدید آمده است. امن ری (۱۸۹۰-۱۹۷۶) که یک عکاس آمریکایی بود، با پیوستن به دادا، تجارب خود را در عکاسی وارد سینما کرد. او در فیلم «بازگشت به خرد» (۱۹۲۳)، تعدادی سوزن و دگمه را روی نگاتیو فیلم پاشید و تأثیرآن را بر امولوسیون نگاتیو نشان داد. فیلم دیگر او، فیلمی بود با نام «اماک باکیا» (۱۹۲۷) که در آن با فرم‌ها و شکل‌های انتزاعی و مهره‌های شطرنج دست به بازی‌های تصویری زده است. فیلم باله مکانیک (۱۹۲۴) که توسط فرنان لژه، نقاش (۱۸۸۱۔ ۱۹۵۵) ساخته شد، مملو از تصاویر کاسه‌ها و ماهیتابه‌ها و صورت‌هایی است که به رقص در می‌آیند و در این بین پیرزنی، نفس‌زنان هر بار از پله واحدی بالا می‌رود. مارسل دوشان (۱۸۸۷-۱۹۶۸)، هنرمند بزرگ معاصر نیز که با سبیل گذاشتن برای تابلوی مونالیزا و آوردن کاسه توالت به نمایشگاه هنری، سراسر تاریخ هنر را به سخره گرفته بود، تجربه‌ای سینمایی در قالب دادائیسم با نام «انیمیک سینما» ارائه کرد. مارسل دوشان (که آندره برتون او را بزرگترین هنرمند مدرن معاصر می‌دانست) در سال‌های پایانی دهه ۱۹۲۰، تمام فعالیت‌های هنری‌اش را متوقف کرد و در حرکتی نمادین و به نشانۀ اعتراض به وضعیت موجود، تا آخر عمر شطرنج بازی کرد. این حرکت دوشان، تداعی‌کننده جمله معروف «نیچه»، فیلسوف هیچ‌انگار بود که می‌گفت: «در دنیای امروز، از دست هنر هم دیگر هیچ کاری برنمی آید!»

 

برگرفته از کتاب:

مکتب‌های سینمایی

نویسنده:

غلامرضا معدنی‌پور

کتاب آبان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دریافت مهمترین اخبار فراخوان‌های هنری در دنیا
لطفا ایمیل خود را وارد نمایید

شما همچنین می توانید وارد کانال تلگرام ما شده و از آخرین فراخوان‌های خارجی مطلع شوید
@cheetart
اطلاعاتم را ثبت کن