Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

حراجی هنری

بخش اول مقاله را بخوانید

بخش دوم مقاله

معمولاً برخی منتقدین قیمت آثار حراج‌ها را با سایر قسمت‌های بازار قیاس می‌کنند و از آن نتیجه می‌گیرند که‌این میزان اختلاف غیرطبیعی و غیرواقعی و حتی ساختگی است. دوگانگی رونق اقتصادی در حراج و رکود در دیگر بخش‌های هنرهای تجسمی این استنباط را تأیید می‌کند. فارغ از اعداد و ارقام صوری که ممکن است واقعی نباشند یا هرگز وارد گردش مالی حقیقی نشوند، نباید موضوع قیمت‌گذاری در حراج را با بازارهای معمول دیگر مقایسه کرد. علاوه بر مقدمات و ترفندهای بازاریابی و بازارسازی و…، خرید و فروش در حراج بر اساس یک قرارداد دو طرفه و اعتباری انجام می‌شود. به‌این صورت که طرفین توافق می‌کنند که قیمت این اثر مثل توافق اعتباری مبلغ چک بانکی این عدد باشد که به استناد حضور اثر در حراج و به اعتبار انجام معامله در بازار شناخته و ثبت شده حراج، به عنوان قیمت پایه اثر محاسبه خواهد شد.
این سبک شیوه قیمت‌گذاری به شکل مشخصی با عوامل قیمت‌گذاری در جاهایی مثل نگارخانه و آتلیه‌های هنرمندان و… متفاوت است. اگر چه حراج در دوره‌های اولیه نوعی اعتماد به نفس را به هنرمندان و بازارهای کالای هنری بازگرداند، اما به تدریج توسعۀ این توهم قیمت‌گذاری با معیار حراج در فضاهای نگارخانه‌ها، آرت فرها، اکسپوها و… باعث سلب آرامش بازار و تضعیف اعتماد تجاری در میان خریداران طبقه متوسط آثار هنری شد. عده‌ای تصور می‌کنند با قیاس در کیفیت، قدمت، شباهت و… مجاز به اخذ مبالغی در حدود ارقام حراج هستند، بدون اینکه به سازوکارهای بازاری و تجاری خاص حراج توجه کنند. گاهی چنان قیمت آثار هنری در نگارخانه‌ها و فروشگاه‌های هنری، افسانه‌ای و غیرمنطقی است که بعضی از خریداران معمولی دیگر جرأت خواندن فهرست قیمت آثار نگارخانه‌ها و شمردن صفرها را ندارند. تا جایی که در حال حاضر تناسبی میان گردش سالم مالی نگارخانه‌ها و حراج تهران به چشم نمی‌خورد.
همین اختلاف، گاهی برای هنرمندان تثبیت‌نشده‌ای که موفق به فروش اثر در حراج شده‌اند، تبدیل به معضلی بزرگ می‌شود. یعنی هم نسبت به رقم حراج تعهد اخلاقی حس می‌کنند و هم سطح توقعی که برایشان به وجود آمده در فروش و قیمت‌گذاری نگارخانه‌ها و… تأمین نمی‌شود. بنابراین به تدریج درآمدهای معمول خود را از دست می‌دهند.

هر نوع اقدام دروغین و ریاکارانه به قصد کسب منافع و سود بیشتر در هر نظام قانونی و اخلاقی پذیرفتنی نیست. اما حسب ماهیت ساختاری حراج تهران ممکن است عدد و قیمت نهایی فروش اثری، متأثر از نحوۀ پیشنهاد قیمت‌ها و زدوبندهای مرسوم دور از اخلاق در میان خریداران و حتی نماینده‌های ناشناس فروشندگان و… باشد، یا عده‌ای با مقاصد فساد مالی و پولشویی و… در این تجارت سهیم شوند، اما تا جایی که‌این رفتارها معین و اثبات‌شدنی نیست، مدیران حراج نمی‌توانند بر اساس حدس و گمان یا هر تشکیکی، قضاوت کنند. اگر چه در صورت اثبات موضوع موظف به ابرازنظر و اقدام مقتضی خواهند بود. در موضوعات مشابه دیگر نیز نمی‌توان از بدنه اجرایی حراج انتظار رفتارهای قضائی، پلیسی و کارآگاهی داشت. همان طور که حراج در رفع شبهات و تعهد در صداقت اظهارات و دقت در اصالت و صحت آثار عرضه شده، ملزم به نهایت دقت و وسواس است، باید خود را موظف به رعایت حقوق هنرمند و خریدار دانسته و در هر مرحله و در هر زمانی که بروز تخلفی محرز شد، قرارداد فروش را لغو و برای احقاق حقوق از دست رفته مراحل قانونی را پیگیری کند.
تصور تزریق مستقیم اموال حاصل از حراج به جیب هنرمندان هم تصور اشتباه دیگری است که مرجع بعضی اظهار نظرات می‌شود. اعداد نسبتاً بزرگ حراج ممکن است از نظر روانی در رشد ارقام و قیمت‌ها و یا افزایش میزان فروش آثار هنری تأثیر بگذارد یا به نوعی موجب رونق این کسب‌وکار باشد اما عمدۀ آثار عرضه شده در حراج توسط واسطه‌هایی به حراج معرفی شده و سودهای درشت حاصل از تفاوت قیمت‌های حراج عملاً به حساب دلال‌ها و کلکسیونرها واریز می‌شود. دلالان و مجموعه‌دارانی که خود موجب افزایش قیمت‌ها بوده یا می‌شوند. به ویژه اگر به خاطر داشته باشیم درصد درخورتوجهی از آثار حراج مربوط به هنرمندان درگذشته است. انتظار نداشته باشید هنرمندی که اثرش در چند دوره حراج تهران با ارقام میلیاردی به فروش رفته، بلافاصله به قصر تازه‌ای نقل مکان کند، مگر اینکه مستقیماً شریک و مستخدم تجارت و سودای بلندپروازانه حراج باشد.

حراج هنری تهران ۲
حراج هنری تهران ۲

ترغیب به سرمایه‌گذاری از طریق خرید آثار هنری هم بعد از حراج به کلیدواژه پیشنهادات مالی دلالان و نگارخانه داران و هنرمندان و… تبدیل شده است. مثال‌هایی هم برای این توصیه ارائه می‌کنند. مثل تابلویی که در یکی از نمایشگاه‌ها به چند ۱۰میلیون خریداری شده و حالا در حراج تهران با قیمت‌های میلیاردی به فروش رفته است. این مشاوران اعتقاد دارند خریداران با انتخاب درست می‌توانند به سودهای کلانی دست پیدا کنند که با هیچ بازاری قابل قیاس نیست؛ اما آنچه در این تبلیغات به چشم نمی‌خورد یا عمداً پنهان می‌شود، واقعیتی است که با این ظاهر وسوسه‌انگیز کاملاً متفاوت است.
به‌ این ترتیب که اثری که با این فضای متوهم و متورم ارزش‌گذاری به‌عنوان مثال از یک نمایشگاه و گالری خریداری می‌شود تقریباً فروش مجدد آن در همان گالری هم با قیمت مورد انتظار غیرممکن یا حداقل بسیار دشوار و زمان‌گیر است. ورود این اثر به فرصت محدود حراج تهران هم کار ساده‌ای نیست و برای همه افراد و آثار به تساوی و همیشگی اتفاق نمی‌افتد. اگر سرمایه‌گذاری با وجود خطر یا ریسک خرید آثاری که از میان تعداد زیادی، بالاخره شاید یکی شانس فروش در حراج را پیدا کند و درصد حراج را بپردازد، در معادلات تجاری قرار گیرد، می‌بینیم که مثال‌ها و اعداد و ارقام سود، شباهتی با تحلیل‌ها و وعده‌ها ندارد. البته وقتی این خرید از خود حراج باشد، به مراتب امکان کسب چنین سودی کمتر هم می‌شود. چرا که اگر این اثر (به تناسب آمار موجود) فرصت فروش مجدد در حراج را پیدا نکند و با توجه به عدم وجود بازاری موازی و مشابه حراج ناگزیر به حضور در بازارهایی خواهد بود که قیمت‌های معمولشان تنها به کسری از ارقام حراج نزدیک می‌شود.

آیا سوار شدن بر امواج اختلاف طبقات اقتصادی و دامن زدن به آن، فرهنگ اقتصاد حراجی و چکش زدن با آن ریشه‌های تاریخی دوره‌های برده‌داری و فروش احشام همان‌طور که بعضی مدیران حراج و تحلیل‌گران حراج ادعا می‌کنند، پدیده‌ای همه‌گیر و معمول در جهان است؟ آیا نگاه کالایی به آثار هنری و این شمایل بازار آزاد، از نگاه همه تئوری‌پردازان اقتصادی و هنری یا در اصول هم‌زیستی شهری و اجتماعی، امری پسندیده، خالی از اشکال و قابل توصیه است؟ آیا حراج واقعاً مولد درآمد است و اگر آری چه کسانی از این درآمدها و پسامدهای فرهنگی و اقتصادی آن منتفع می‌شوند؟ آیا این شیوۀ تولید درآمد با فرهنگ و اخلاق ملی و مذهبی ایرانیان سازگار است؟ آیا واقعاً حراج رابین‌هودی است که پول را از حساب سرمایه‌دارهای کلان، وارد حساب هنرمندان شایسته می‌کند؟ آیا حراج‌گذار، ادامه حیات و تداوم حراج و بازگشت سرمایه سرمایه‌گذاران را تضمین می‌کند؟ آیا می‌تواند راهی عملی برای جبران آسیب‌های خواسته و ناخواسته به فرهنگ و هنر ارائه کند؟ حراج در مقابل اندک امیدهایی که که گاهی واقعی و گاهی کاذب و گذرا میان هنرمندان جوان آفریده، با سرخوردگی‌ها و خشم‌های بسیاری که تولید کرده، چه خواهد کرد؟ آیا حراج می‌تواند تا سر حد ممکن فضای سالم اقتصادی و شفافی برای تجارت و هنر فراهم کند؟ آیا حراج تهران می‌تواند برای احترام به فضای هنری کشور و به نفع سلامت کسب و کار، از رانت‌های احتمالی، حمایت قدرت‌های اقتصادی و سیاسی سودجو و ناسالم و… چشم پوشی کند؟

 

منبع:‌

مهر

نویسنده:

سعید فلاح‌فر

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دریافت مهمترین اخبار فراخوان‌های هنری در دنیا
لطفا ایمیل خود را وارد نمایید

شما همچنین می توانید وارد کانال تلگرام ما شده و از آخرین فراخوان‌های خارجی مطلع شوید
@cheetart
اطلاعاتم را ثبت کن